آریاآریا، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 10 روز سن داره

آریا جونی

برای تو

 

 

فقط و فقط برای تو

 

  مي نويسیم از تو و برای تو ... زيرا امروز مي دانیم كه لحظه های رفته وخاطره های كوچك،به راحتی فراموش مي شوند و نمي خواهیم كه فردا از شيرينی دنيای كودكی ات بی خبر باشی چون دوستت داریم ... و اما روزی اين كتاب بزرگ را به دست خودت مي سپاریم ... آن روز كه در نگاهت بهار جوانی موج مي زند٬ تا اين شاخه های اقاقی را از آن پس بپرورانی.... کسانی که لحظه ٬لحظه های زندگیت را هرگز فراموش نخواهند کرد

 مامان و بابا

آریا در انتظار بابایی

سلام مامانی جونی دو روز دیگه بابا جون می خواد بیاد خونه بابا علی و تو خیلی خیلی خوشحالی همش با ذوق و شوق میگی بابا جواد بیاد و منو ببره پارک الهی مامان فدای تو بشه که اینقد خوشحالی
25 مرداد 1392

شروع کار

سلام مامانی جونم امروز اولین روزیه که دارم تو وبلاگت مطلب میذارم وای چه ذوقی میکنم وقتی خودت بزرگ بشی بری مدرسه و بتونی اینا رو بخونی کوچولوی من خیلی خیلی دوست دارم آریای نازنینم 
20 مرداد 1392
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آریا جونی می باشد